ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

108

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

چون آنان از بغداد بيرون آمدند ، دبيس و عماد الدين زنگى وارد بغداد شدند . دبيس مدعى بود كه سلطان سنجر حله را به اقطاع او داده است و عماد الدين زنگى هم شحنهء بغداد است . مسترشد به بغداد برگشت تا با آن دو موافقت كند و سلطان مسعود و برادرش سلجوق شاه نيز به مقابله و مقاتلهء سنجر رفتند . در راه از كثرت سپاه سنجر خبر يافتند و يك روز و يك شب درنگ كردند سپس از نزديكى دينور مراجعت كردند . مسعود در جنگ تأخير مىكرد شايد المسترشد باللّه برسد ، ولى چاره‌اى جز رويارويى با لشكر خصم نداشت در نقيبه ( ؟ ) [ 1 ] نبرد در گرفت . قراجا از سوى لشكر مسعود حمله كرد و خويشتن در ورطهء هلاك افگند و زخمهاى گران برداشت و گرد او را گرفتند و اسيرش كردند . از ياران مسعود قزل نيز منهزم شد . در اين هنگام سلطان مسعود هم پاى به گريز نهاد . اين واقعه در اواسط سال 526 اتفاق افتاد بسيارى از اكابر امرا كشته شدند . سنجر خود به ميان خيمه‌هايشان آمد و قراجا را بخواند و به قتل رسانيد . سپس سلطان مسعود را آوردند . سنجر او را اكرام كرد و به گنجه باز گردانيد و به نام ملك طغرل پسر برادرش محمد به سلطنت خطبه خواندند و در همهء بلاد نيز به نام او خطبه خواندند . ابو القاسم انس آبادى [ 2 ] وزير سلطان محمود را به وزارت او برگزيد . آنگاه در آخر رمضان سال 526 به نيشابور بازگشت . هزيمت ملك داود بن محمود و استيلاى طغرل بن محمد بر كشور چون ملك طغرل در همدان به امارت نشست و سلطان سنجر به خراسان رفت ، خبر يافت كه صاحب ما وراء النهر احمد خان [ 3 ] بر او عصيان كرده است . سلطان به ما وراء النهر رفت تا او را به راه آورد و سرگرم فرو نشاندن آن فتنه شد . در اين احوال ملك داود در آذربايجان و بلاد گنجه بر پا خاسته بود تا تخت سلطنت را به دست آورد . پس لشكرى گرد آورد و همراه با يرنقش زكوى و اقسنقر احمد يلى به همدان آمد . طغرل نيز به همراهى ابن برسق و قزل [ 4 ] از همدان بيرون آمد و جنگ آغاز شد . چون يرنقش زكوى در جنگ مماطله و سستى نشان داد تركمانان خيام او را تاراج كردند لشكر داود دستخوش آشوب گرديد و اتابك آقسنقر نيز بگريخت . در ماه رمضان سال 526 لشكر داود منهزم گرديد . داود بناچار در ماه ذو القعده با اتابك آقسنقر رهسپار بغداد گرديد . خليفه اكرامش كرد و او را در سراى سلطنت فرود آورد . بازگشت سلطان مسعود به پادشاهى و هزيمت ملك طغرل پيش از اين از هزيمت سلطان مسعود به دست عمش سنجر سخن گفتيم و گفتيم كه او به

--> [ ( 1 ) ] ابن اثير : بعولا . [ ( 2 ) ] متن : سابادى . [ ( 3 ) ] متن : المرخان . [ ( 4 ) ] متن : نزل .